یاس پنج پر - ياد باد آنكه سر كوي توام منزل بود ------------------ ديده را روشني از خاك درت حاصل بود
یاس پنج پر
داستانها و دست نوشته های احمد
این وبلاگ هدیه ایی است از خواهر خوب و مهربانم مخمل بانو . داداش , همیشه به یاد مهربانی های تو هستم . ------------------------------- نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل چو تخته پاره بر موج رها رها من زمن هر آنکه او دور چو دل به سینه نزدیک به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من ××× نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی که تر کنم گلویی به یاد آشنا من . ××× ستاره ها نهفتن در آسمان ابری دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من _______ داستانها و قصه ها مثل ما موجودات زنده ایی هستند حی و حاضر و در حال نفس کشیدند ! همانطوریکه نتیجه ی برخی از کارهای ما قابل پیش بینی است , اتفاقات درون قصه و داستان نیز گاهی قابل پیش بینی است .